مقبولیت یک مدیر، فقط با اعتماد شکل میگیرد
مقبولیت یک مدیر، فقط با اعتماد شکل میگیرد
شما به عنوان یک مدیر، خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنید به کارکنان خود نیازمندید. خیلی به این که کارکنان و مدیران میانی، شما را قبول داشته باشند، نیازمند هستید. و این قبول داشتن، یک معنی بیشتر ندارد و آن هم اعتماد و اعتماد است. اعتمادی که دو طرفه باشد هم از سوی شما و هم از جانب آنها. اعتماد هم شکل نمیگیر مگر با صداقت در گفتار و رفتار. اگر واقعا شرایط مساعدی در پروژهها و انجام کارها نداریم، حداقل آن این است که با کارکنانمان صادقانه صحبت کنیم.
اگر دنبال مقبولیت، اعتماد، صداقت، راستگویی و تعهـد سازمانـی میگردیـد حتما و حتما به مفهومـی میرسیـد بـا عنـوان (( رضایت کارکنان )). رضایت کارکنان هم به وجود نمیآید مگر با رفتار تعاملی دو طرفه بین شما و کارکنانتان.
چقدر به کارکنان زیردست خود اهمیت میدهید؟
مهم نیست چقدر میدانید مهم این است که چقدر به دیگران اهمیت میدهید.
واقعا چقدر به کارکنان زیردست خود اهمیت میدهید؟ پاسخی که به این پرسش میدهید نقش تعیین کنندهای در موفقیت شما به عنوان رهبر یا مدیر و نیز موفقیت سازمانتان دارد.
ابتدا این پرسش را در نظر بگیرید از نظر شما چند درصد از تفکر و تصمیمگیری انسانها، هیجانی و چند درصد منطقی است؟ انسانها به شکلی هیجانی تصمیم میگیرند و سپس توجیهاتی منطقی برای آن ارائه میدهند. خلاصه این که احساسی که کارکنان نسبت به شما شرکت و نیز محصولات و خدمات شما و نیز احساسی که نسبت کار در شرکت یا سازمان شما دارند، عنصری کلیدی در تعیین میزان عملکرد بهرهوری و کارآمدی آنها است. احساسی که کارکنانتان دارند تعیین کنندهی میزان تعهد خلاقیت و نیز فعالیت آنها در شغل خود خواهد بود. این عامل هیجانی به شدت تحت تاثیر مدیر و شیوه برخورد روزمرهی او با کارکنان قرار دارد.
منبع اصلی در دسترس مدیران چیست؟
ارزشمندترین و پرهزینهترین منبع موجود در یک سازمان، کارکنان آن است. جالب اینجاست که مهارتها و توانایی یک فرد معمولی، بیشترین ظرفیت بالقوه، برای رشد بازدهی، عملکرد بالا، سودآوری و دستیابی به نتایج ارزنده را به همراه دارد. یکی از مهمترین ویژگیهای ضروری رهبران و مدیران برتر سازمانها، شرکتهای بزرگ یا کسب و کارها، همان تمرکز بر محتوای هیجانی کار و انگیزه بخشی به افراد برای دستیابی به حداکثر عملکرد است.
خواهید آموخت که چگونه برخی از بهترین ایدههای مطرح شده در ۵۰ سال گذشته را به کار ببندید تا کارکنانتان احساس خوبی در مورد خود داشته باشند و با حداکثر توان برای سازمان فعالیت کنند.
چیزی به عنوان انگیزه بخشی بیرونی نداریم شما نمیتوانید از بیرون به کارکنان خود انگیزه بدهید، بلکه فقط میتوانید موانعی را که جلوی انگیزه بخشی آنها به خودشان میشود را از میان بردارید. شما به عنوان مدیر میتوانید محیطی ایجاد کنید که توان بالقوه و انگیزش افراد به شکلی طبیعی آزاد و تقویت شود. حداکثر بهره را از منابع انسانی خود ببرید.
نتیجهی تحقیق محققان این است بیشتر کارکنان فقط از 50 درصد ظرفیت و توان خود در سرکار استفاده میکنند و مابقی را در طی روز کاری صرف گفت و گوهای بیهوده با همکاران، وبگردی، دیر آمدن و زود رفتن، ساعات استراحت بیش از حد و فعالیتهای شخصی خود میکنند. یکی از دلایل این هدر رفت توان فردی و در نتیجه هدر رفت سرمایهی سازمانی این است که کارکنان انگیزه و تمرکز کافی برای انجام کارهایشان ندارن و یا فوریتی برای به پایان رساندن امور، احساس نمیکنند.
شما به عنوان یک مدیر پیشتاز باید همهی توان خود را به کار بگیرید تا از هدر رفت 50 درصد مابقی ظرفیت نیروی انسانی خود جلوگیری کنید.