امید به آینده موتور محرک سازمانی
امید به آینده، موتور محرک سازمانی
در برنامهریزیهای خود، به عنوان مدیری که در هر بخش یا سازمانی در حال فعالیّت هستید، باید در نظر داشته باشید که امید، عامل اصلی پیشروی مجموعه شماست. مجموعهای را با کارکنان ناامید در نظر بگیرید، چقدر میتواند در مسیر اهداف تعیین شده سازمانی پیش بروند؟ چقدر میتوانند در انجام وظایفِ روزانه، در جایگاه شغلی که دارند پویا و موثر باشند؟
شما به عنوان یک مدیر، باید امید به آینده را در رگهای سازمان خود پمپاژ کنید. نگذارید جلسات بررسی مشکلات عاملی باشد برای نگرش فکری منفی نشدنها، نتوانستنها و … چرا که کارکنان شما اگر به این دید برسند که انجام وظایفشان، تاثیری در پیشرفت سازمان و غلبه بر مشکلات ندارد، به نامیدی حاصل از این فکر و نگرش دچار میشوند و این حلقهی باطل باعث کاهش انگیزه در انجام وظایفشان میشود در نتیجه سازمان روز به روز با مشکلات بیشتر و بیشتر رو به رو میگردد.
مشکلات را بزرگ جلوه ندهید
ریشه ناامیدیها و ناکامیهای بشر، سرگردانی است. سرگردانی ناشی از بیبرنامگی. بشر امروزی آرزوها و خواستههایی دارد. بین خواستهها و آرزوهایش و خود او فاصلهای هست که برنامهریزی برای رسیدن آن را پر میکند. همیشه در راه رسیدن به اهداف و آرزوها چه فردی و چه سازمانی مشکلات و پستی و بلندیهای فراوانی قرار دارد. بزرگ جلوه دادن این مشکلات، باعث میشود، دیگر حتی به فکر برنامهریزی برای عبور از سد آنها نباشیم. از کاه کوه ساختن، کمکی به افراد نمیکند بلکه باعث میشود، فرد بین خود و خواستههایش کوهی از مشکلات بسازد، اهدافش را دستیافتنی و جلوی چشمش ببیند ولی نتواند به آنها برسد. این امر عامل اصلی این ناامیدی هاست.
همین مشکلات و موانع در سازندگی ما و کارکنانمان بسیار مؤثر هستند. با دیدن مشکلات و سختیها نباید ناامید شد بلکه عدم داشتن برنامه برای عبور از این سختیها ناامید کننده است. مولانا جلال الدین محمد بلخی در مثنوی معنوی، داستانی آورده است به این مضمون: اگر فردی بر گلیم چوب می زند، قصد کتک زدن آن را ندارد بلکه می خواهد گرد و غبار را از روی آن بروبد. مشکلات، موانع و سختیهای بر سر راه را نیز، باید با این دید، نگریست. درواقع اگر بخواهید غبار غفلتها و زنگار اشتباهات را از دلها، زدود؛ راهکار آن رویارویی و برنامهریزی برای عبور از سختیها و مشکلات سر راه اهداف است. این را هم باید بدانیم که گرفتاریها و مشکلات هم دورهای دارند و خواهند گذشت. همان گونه که قرآن می فرماید: انّ مع العسر یسرا قطعا با سختی، آسانی است.
برنامهریزی برای عبور از موانع، امید و انگیزه ایجاد میکند
به آینده همیشه امیدوار باشید و وظیفه دارید، مدیران و کارکنان خور را نیز امیدوار نگه دارید. اصلا خدا غیر از این هم نفرموده است: « توکل علی الله و کفی بالله وکیل » به خدا توکل کن که خدا نگهبان و وکیل توست. توکل به خدا کنید اما با آگاهی، با دانایی، با فهم، با تلاش، کار و با برنامهریزی دقیق، مطمئن هم باشید که خداوند روزی را مقرر میکند. باید توجه کنیم، این موضوع که فقط فکر کنیم چون توکل میکنیم، چون خدا هست و اتفاقا روزی رسان هم هست، پس دیگر تلاش نکنیم اشتباه است. تلاش نکنیم همان خدا، همان دنیا و همان سنتهای الهی گریبانگیرمان میشود، نا امیدمان میکنند. تلاش نکنیم، ناامید میشویم. از طرف دیگر اگر تلاش کنیم، برنامه داشته باشیم تا سازمان و کارکنانمان را به اهداف نزدیکتر کنیم اما یادمان رود که خدایی هم هست، اخلاقی هم هست، حکمتی هم هست و توکل نکنیم، دوباره ممکن است ناامید شویم، نرسیم و نتوانیم که برسیم.
نیل به اهداف سازمانی، مستلزم تعهد، هماهنگی و شایستگی است
به طور خلاصه با رعایت این موارد میتوانید امید را در رگهای سازمان پمپاژ کنید:
• برای ناامید نشدن، تعهد را با تشخیص جمعی مشکلات تقویت کنید.
• دربارهی نحوه سازماندهی، که به کسب جایگاه رقابتی منجر میشود، ( که خود یکی از عوامل ناامید شدن کارکنان است) دید مشترکی ایجاد کنید تا با تغییر نقشها و مسوولیتها بهجای تغییر عناوین و میزان حقوقها، موانع کاری و سلسله مراتبی را از میان بردارید.
• احیای سازمانی را به همهی واحدها اشاعه دهید، بدون اینکه از رأس فقط بخواهید آغاز کنید.
• فقط پس از این که مشاهده کردید رویکرد جدید در عمل به خوبی کار میکند، احیای سازمانی را با سیاستها، نظام و ساختارهای رسمی نهادینه کنید.
• احیای سازمانی با نگرش امید وقتی توسط مدیران ارشد منطقی به نظر برسد، مقبول میشود و مدیران و کارکنان خودشان دنبال اجرای وظایف خود، با رعایت این موازین خواهند بود.