همیاری و همدلی حتی با تماس
ظرفیت بالقوه افراد را با همدلی و همیاری شکوفا کنید
روانشناسان هفت رفتار یا ویژگی مهم مدیریتی را شناسایی کردهاند که میتواند موجب انگیزش بخشی به کارکنان، مدیران و بخشهای مختلف یک سازمان میشود. در نتیجه عزت نفس و عملکرد آنها را افزایش میدهد.
نسبت به همکاران، تماشاچی و بی تفاوت نباشید
در اتفاقاتی که میفتد، مسائلی که برای هر بخش در سازمان ایجاد میشود، بیتفاوت نباشید. هر کجا هر اتفاقی افتاد، فلان بخش درگیر فلان مشکل شد، اگر کاری از شما برمیآید، کمک کنید. نگویید این مشکل من نیست، ممکن است چند روز بعد، چند ماه بعد مشکل یک بخش دامنگیر بخش شما هم بشود. اگر نمیتوانید کمک کنید، حداقل هم دردی که میتوانید کنید. گاهی همین هم دردی با یک همکار، با یک مدیر میتواند ظرفیت بسیاری را شکوفا کند. ابتدا قبل از همه چیز باید بدانیم، زمانی که افراد حس میکنند که یک نفر آنها را میفهمد یا درک میکند، احساس بهتری دارند. به طور مثال زمانی با مشکلی رو به رو هستند و با شما درد و دل میکنند، به آنها که بگویید “درک میکنم، خیلی سختی و مشکلات تحمل کردی.” افراد سعی میکنند، تا حس و حال خودشان را برایتان بازگو کنند و خودشان را تایید کنند، قبل از اینکه مطمئن شوند که شما درکشان میکنید. زمانی که فهمیدند شما واقعا میتوانید با تجربههای مشابه که داشتهاید آنها را درک کنید، حالا رو به جلو حرکت میکنند. از ((همدردی)) باید به عنوان راهکاری برای حرکت رو به جلو استفاده کنیم.
حامی کارکنانتان باشید
اگر کسی به شما مراجعه میکند، حمایت طلبی میکند، حداقل اگر هم کاری از شما برنمیآید میتوانید چند دقیقه با او صحبت کنید، شاید در حین بیان مشکل، خودش به راهکاری رسید و شما به پیشنهادی. ممکن است حتی بتوانید مراجعه کننده، مدیر یا همکاری که دست یاری به سوی شما دراز کرده، را به شخص دیگری که کاری از او برمیآید معرفی کنید. دستش را بگذارید در دست فردی دیگر. اگر کسی را ندارید برای معرفی، میتوانید راهنماییش کنید.
ایجاد حس حمایت، عامل اصلی اعتماد به نفس است
در بسیاری از مراجعههایی که به شما میشود، فقط با گفتن این جمله که (( من هستم، برو کار را شروع کن، هر مشکلی پیش آمد با من )) از هر ده نفر شاید یک نفر برگردد و با مانعی جدی رو به رو شده باشد، مابقی افراد با اعتماد به جمله شما و حمایتی که از جانب شما میبینند، خودشان با روحیه محکم، از پس موانع برمیآیند. حس اعتماد به نفس، عزت نفس را حتما به فردی که از شما کمک میخواهد منتقل کنید. بگذارید حس کند مثل کوه پشت او هستید، حتی اگر در آن لحظه جیب شما خالیست و نمیتوانید کمک کنید. البته این را هم در نظر بگیرید، قولی ندهید که نتوانید از پس آن بر بیایید. طوری عمل کنید که اگر فرد برای کمک برگشت، اعتبار شما پیش آن فرد خراب نشود. تبدیل نشوید به مشتی که همیشه پوچ است.
خود یا کارمندان را ملزم به داشتن زمانبندی، برای جامعهپذیری استخدامیهای جدید کنید
باید زمان خود را به گونهای سازماندهی کنید که به این ترتیب شما و هر فرد دیگری بتواند در چند روز و چند هفته اول در کنار کارمند تازه استخدام شده، حضور داشته و او را با وضعیت گذشته، حال و آیندهی سازمان و نیز وظایف مشخص شغلی جدید آشنا سازد. بسیاری از شرکتها یک فرآیند یک یا دو هفتهای برای آشناسازی کارمند یا گروهی از کارمندان جدید با شرکت دارند. اگر شرکت شما به سرعت در حال رشد است و در فواصل زمانی کوتاه، افرادی جدید را وارد شرکت میکنید، این امر اهمیت بیشتری میباید.
رفع نیازمندیهای کارکنان اولین قدم در اعتمادسازی
نمیشود انتظار داشته باشید، کارکنان به شما اعتماد داشته باشند یا حامی آنها باشید اما اولین نیازهای آنها در محیط کار به تعویق بیافتد. محیط کار سالم، پرداخت به موقع حقوق پرسنل، عمل به وعدهها، تفویض اختیار درست و از این قبیل موارد همه و همه میتواند مواردی باشد که حس اعتماد را در سازمان بین مدیر و کارمندان یا سایر مراجعهکنندگان به خطر بیاندازد.