مدیریت شفاف از بروز مشکلات جلوگیری می‌کند

 

مدیریت شفاف از بروز مشکلات جلوگیری می‌کند

احتیاط‌های حرفه‌ای از بروز تعداد زیادی از اشتباهاتی که اجتناب پذیر هستند، ممانعت می‌کنند. این قالبی فکری است که به طور غریزی درباره آینده بیاندیشید و احتیاط پیشه کنید و همیشه با خود بگویید (( اگر فلان کار را انجام دهم بدترین عواقبی که ممکن است پیش بیاید چیست؟))
خیلی عجیب نیست که روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها علاقه دارند به یک رسوایی درست و حسابی بپردازند. برخی افراد مشهور مسیر شغلی خود را مرهون رسوایی‌ها هستند؛ اما اغلب اوقات پشت هر، رسوایی، سیاستمدار مسئول دولتی یا کارمندی است که فرجام مسیر شغلی‌اش را غیر مترقبه و غم انگیز یافته است. با چاشنی تراژدی کمتر، متخصصان فراوانی هستند که مسیر شغلی حرفه‌ای خود را به سبب اشتباهات سهوی از دست رفته می‌بینند.
بیشتر تله‌ها، آشکار و اجتناب پذیرند. می‌توانید بیشتر آن‌ها را با اندیشه کردن در اتفاقات شغلی ناگواری که از همکارانتان یا مدیران دیگر سازمان‌ها و مجموعه‌ها می‌بینید شناسایی کنید.
در اینجا به تعداد کمی از واضح ترین اجزای احتیاط‌های حرفه‌ای می‌پردازیم . فرض کنید هرایمیلی را که ارسال می‌کنید یکی از افرادی که نمی‌خواهید هم مشاهده می‌کند؛ در خواهید یافت که این اتفاق شما را وادار می‌کند مثبت، عمل‌گرا و شفاف باشید.
بی‌نزاکتی خوب نیست، فرض کنید هرچه می‌گویید تحریف و علیه خودتان استفاده خواهد شد. مطمئن‌ترین راه این است که همواره مثبت و بی‌ریا باشید.
فرض کنید فرد کنار دستیتان در قطار یا هواپیما برای رقیب شما کار می‌کند بنابراین مراقب مدارک رایانه و مکالمات تلفنی خود باشید. همواره میهمانی‌ها و کنفرانس‌های سالانه یا مسابقات ورزشی فرصت‌های خوبی هستند برای افراط و قاطی شدن با مدیران بالا دستی و خیطی بالا آوردن.
هزینه‌های شما زمانی که واحد‌هایی که مسئولیت حسابرسی، آن‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهند تا چه اندازه مورد توجه و نمایان هستند؟ تا چه اندازه شفاف هستید؟
سفرهای رایگان به خرج دولت چقدر هیجان انگیزند وقتی عکسهایتان در روزنامه‌ها یا شبکه‌های اجتماعی ملی و محلی دیده می‌شوند؟
آیا واقعاً لازم است روزمۀ خود را پرزرق و برق کنید؟ آیا این کار بهانه‌ای برای کم رنگ کردن تأخیرها یا غیبت‌های شما نیست؟ اگر مچتان باز شود، محکوم به فنا هستید.
همیشه صداقت، هزینه دارد. شفافیت هزینه دارد. اما مدیریت درست در واقع مدیریت عواقب، تبعات و هزینه‌ی هرکاری است که باید شفاف انجام دهید.

چگونه به خواسته‌های پنهان و غیر شفاف « نه » بگویید

منفی بودن عملی مغایر با افکار عمومی است، اما برخی مواقع لازم است به بعضی ایده‌های احمقانه یا خواسته‌های نا به جای جدیدی که به ذهن مدیر یا یکی از همکارانتان خطور می‌کنند «نه» بگویید. به طور مثال در مورد سند‌های مالی، شفافیت در لحظه‌ای که از شما درخواستی انجام می‌شود تا زمانی که شما تأیید و امضا می‌کنید، امور مالی که چکی را با امضای شما صادر می‌کند، باید جاری باشد و باید در نظر داشته باشید که هرکاری انجام می‌دهید حتی با نیت درست اما روشی حاشیه ساز، توسط اذهان عمومی در حال دیده شدن است.
در دنیای کارگروهی، منفی بودن عملی مغایر با افکار عمومی محسوب می‌شود، پس باید نسبت به «نه» گفتن مثبت باشید. چگونه از عهده‌ی این کار محال برمی‌آیید؟ گزینه‌های متعددی پیش روی شماست:
هیچ کاری نکنید. دشوارترین کار در دنیا غلبه بر بی‌حرکتی و سکون گروهی است. ساده ترین اقدام برای نه گفتن این است که هیچ کاری نکنید. همۀ فشار را بر دوش کسی بگذاریید که ایده آن کار را مطرح کرده است و می‌خواهد کارها را با سرعت پیش ببرد. بیشتر اوقات این افراد وقتی می‌بینند توسط شما کاری پیش نمی‌رود یا کار را رها می‌کنند یا شخص دیگری می‌آید و شما را از شر آن ایده خلاص می‌کند. پس شما گناهکار نخواهید بود.
یکی از راه‌های دیگر نه گفتن به پیشنهادات غیر شفاف و حاشیه ساز، پرتاب به سبک جودو کاران است. تأیید کنید ایده‌ی مطرح شده اشاره به موضوع مهمی دارد و اینکه شما آماده هرگونه کمکی هستید. البته، باید دنبال راهی بگردید تا این هیولای پلید ( ایده‌ی بدی که مطرح شده) را به بخش دیگری از سازمان ،ببرید سپس راهی بیابید تا آن را آنجا به سبک خودتان معرفی کنید، به نحوی که مورد قبول آنان قرار بگیرد، هنگامی که آنان این موضوعات معرفی شده را می‌پذیرند، ایده کلی را به دلخواه خود باز طراحی خواهید کرد. غالباً این روشی سازنده و نیرومند برای نه گفتن و انجام ایده به شیوه‌ای درست، شفاف و بدون حاشیه است.
از دیگر روش‌های نپذیرفتن فرآیند‌های پنهان به گردن فرد دیگر انداختن مسئولیت است. دو راه در پیش دارید، تأیید کنید این ایده از نگاه شما ایده خوبی است اما البته شما فرد مناسبی برای عملی کردن آن نیستید و کار را به عهده شخص دیگری بگذارید. راه دیگر این است که تأیید کنید ایده، ایده‌ی خوبی است و پیشنهاد کنید بخش‌های دیگری هستند که باید آن را تایید کنند. ایده را به بخش‌های دیگری ببرید و به نحوی ارائه کنید که آن را طبق خواسته شما رد کنند.
نجات مطلوب راه نجات دیگری است. فقط یک جنبۀ هر چند کوچک از ایده را که می‌توانید، مشتاقانه و با هیجان از آن حمایت کنید . بیایید با علاقه مندی راهی بیابید تا در عین حالی که آن جنبه‌ی مورد علاقه شما را بزرگ جلوه می‌دهید سایر جوانب را کم اهمیت و کوچک نشان دهید. زمانی که کار را به اتمام رساندید، موضوع را مطابق با سلیقه خود باز طراحی کرده‌اید.

با روش‌های مختلف (( نه )) گفتن، از تله‌های عدم شفافیت در امان بمانید

با استفاده از هر یک از این رویکردها، هرگز به طور مستقیم « نه » نمی‌گویید، پس در نتیجه منفی نیستید و کارشکنی نمی‌کنید، حالا عضوی خوب در گروه تلقی می‌شوید و در بدترین حالت یا فردی منفعل هستید ( زیرا ،البته غرق در کارهای دیگر هستید ) یا به طور مثبت، پشتیبان و حامی، اما گاهی اوقات بهترین کاری که می‌توانید انجام دهید این است که با همکارتان به اتاقی خلوت بروید و فقط بگویید ((نه)) اگر دلایل خوبی برای این کار داشته باشید و پیشنهادهای مثبت جایگزینی ارائه کنید. احتمالاً صداقتتان مورد تحسین واقع خواهد شد. اما مطمئناً از درگیری در مقابل انظار عمومی بپرهیزید این عمل به هردوی شما آسیب می رساند.